صفحه ی جاری Skip Navigation Linksخانه > مقالات > مشاهده مطلب
آمار سايت
kf0d

English Pages
kf0d

About PPFI

پيش درآمدي بر تجهيز منابع مالي در سازمان هاي غيردولتي
پيش درآمدي بر تجهيز منابع مالي در سازمان هاي غيردولتي

تعداد بازدید : 2287
پيش درآمدي بر تجهيز منابع مالي در سازمان هاي غيردولتي
kf0d

سعيد نوري نشاط

مرداد 1390

 

سازمان هاي غيردولتي درست مانند يک موجود زنده هستند که براي باقي مانده و ادامه فعاليت هاي خود به منابع نياز دارند. درواقع، بدون منابع پايدار و مستمر، فعاليت هاي يک سازمان همواره در خطر توقف قرار دارد. براي همين است که يک سازمان غيردولتي همواره بايد براي تجهيز منابع خود برنامه ريزي داشته باشد.

kf0d

انجمن هاي غيردولتي روش هاي متنوعي براي تجهيز منابع خود در اختيار دارند. بالطبع يک انجمن بزرگ که فعاليت هاي گسترده اي انجام مي دهد و خدمات بسياري را ارائه مي دهد، ممکن است از روش هايي استفاده کند که يک انجمن کوچک در يک شهر کوچک از آن نتواند بهره ببرد. بنابراين هر انجمن بايد بتواند روش هاي منحصر بفرد خود را براي تجهيز منابع مالي بيابد. هر چند که اطلاع از روش هاي انجمن هاي غيردولتي ديگر بي فايده نخواهد بود. به هر حال همين روش ها مي تواند متناسب با اندازه نياز و توانايي انجمن تغيير يابد. نکته مهم اين است که در تمام اين روش ها، اصول مشترکي وجود دارد که مطلب حاضر تلاش خواهد که بخشي از آن روشن نمايد.

 

منبع چيست ؟

پيش از آنکه وارد بحث شويم، جا دارد که يک مروري بر مفهوم منبع داشته باشيم. به طور کلي منبع"شخص، دارايي، مواد يا سرمايه اي است که براي رسيدن به يک هدف مورد استفاده قرار مي گيرد". انسان ها به طور طبيعي براي انجام هر کاري ابتدا به هزينه هاي آن فکر ميکنند و چه بسا گروه هايي که به دليل عدم توفيق در تأمين  منابع لازم براي عملي کردن ايده هاي خود، از ادامه فعاليت هاي گروهي خود باز مي مانند. گرچه از ديد بسياري از فعالان اجتماعي مجرب در حوزه توانمندسازي محلي، اين عدم توفيق بيشتر اوقات به دليل عدم شناخت کافي از اجتماع  محلي و سرمايه هاي موجود در آن است.

قبل از هر چيزي لازم است در ابتدا بحث در خصوص منبع و تأمين و تجهيز منابع ذکر شود که آنچه در اين مبحث محور تمامي بحث هاست و در واقع بستر اصلي اين مباحث خواهد بود، مفهوم اجتماع محلي است. به عبارت ديگر اين بحث در سطح اجتماع محلي و با ديد ارتقاء اقدامات محلي براي بهبود وضعيت اجتماعات خرد محلي در سطح شهرها يا روستاها نگاشته شده است و در همان چارچوب نيز بايد درک شود.

برخي از جامعه شناسان معتقدند که در هر اجتماع محلي، متناسب با نيازهاي مردم آن اجتماع، دارايي ها و سرمايه هاي لازم براي رفع آن نيازها موجود است. مردم زماني در رفع نيازهاي خود در درون يک اجتماع  محلي دچار مشکل مي شوند که در شناسايي نيازهاي مشترک، دارايي هاي مشترک و موجود و تجهيز آن دارايي ها براي رفع نيازها دچار ضعف مي شوند. هومان (2008) در نگاهي نو به سرمايه ها و دارايي هاي موجود در يک محله فهرستي را به شرح زير ارائه مي دهد:

-         سرمايه هاي طبيعي و محيطي اعم از آب و خاک، منابع طبيعي، جنگل، کوه، دريا، کوير و ...

-         سرمايه هاي فيزيکي: منابع انسان ساخته مانند  جاده ها، پل ها، معابر و ...

-         سرمايه هاي اقتصادي: ثروت هاي موجود در جامعه محلي که نزد اعضاست و اگر دي يک  جا جمع شود مي توان کارهاي بزرگي با آنها انجام  داد.

-         سرمايه هاي انساني: مهارت هاي، استعدادها و انرژي اعضاي اجتماع.

-         سرمايه هاي سياسي: توانايي مبادله آراء و انتخاب جمعي و عقلاني افراد يک اجتماع.

-         سرمايه هاي اطلاعاتي: توليد، جمع آوري و ذخيره و مبادله داده ها، اطلاعات و دانش که آموزش و پژوهش اين نوع سرمايه ها را بالا خواهد برد.

-         سرمايه هاي فرهنگي: آداب و رسوم، هنر و ...

-         سرمايه هاي معنوي: اعتقادات و باورهاي دروني افراد ساکن در يک اجتماع محلي که موجب آرامش قلبي و رواني آنها مي شود.

-         سرمايه اجتماعي: ارتباطات بين فردي ساکنان محله نه تنهعا از اعتماد، همکاري و آگاهي اجتماعي به وجود مي آيد بلکه آنها را نيز تقويت مي کند. سرمايه اجتماعي محموع سرمايه هاست که افراد و اجتماعات را از طريق شبکه هاي ارتباطات تقويت مي کند.

بدين ترتيب تجهيز منابع "جستجوي مؤثر در ميان منابع مختلف و انتخاب آگاهانه بهترين منابع متناسب با فرهنگ محله و ارزش هاي گروه و برنامه ريزي براي استفاده پربازده از آن منابع در جهت اجراي فعاليت هاي برنامه ريزي شده گروه به گونه اي که نه تنها از عهده فعاليت هاي خود بر بيايد بلکه بتواند خود را نيز تقويت نمايد".  يکي از عوامل مهم در پايداري يک گروه محلي، اين است که داراي منابع کافي، پيوسته و متنوع براي تداوم فعاليت هاي  اثربخش خود در محله باشد.

 

شناخت بهتر ذي ربطان

شناخت و تحليل ذي ربطان (يا همان ذي نفعان و به انگليسي stakeholders) مي تواند به سازمان کمک کند که در کار تأمين منابع بهتر عمل کند. در واقع وجود ذي ربطاني که سازمان را بشناسند، در برنامه ريزي در سازمان يا ارزشيابي آن مشارکت داشته باشند، باعث مي شود که فرآيند تجهيز منابع مالي هم در سازمان تسهيل گردد. آنان ممکن است مانند يک شبکه ارتباطي براي سازمان عمل مي کنند، تصوير خوبي از سازمان ارائه مي دهند، تبليغ کننده سازمان خواهند بود، و به اين ترتيب امکان تأمين مالي بهتري را براي سازمان به وجود خواهند آورد. در عين حال که ممکن است برخي از ذي ربطان خود، از منابع اصلي فعاليت هاي سازمان باشند و بتدريج مشارکت هايي (partnerships) براي برخي از فعاليت هاي سازمان پديد آيد.

ضرورت دارد که سازمان ذي ربطان موضوعات کار خود را شناسايي کند و روش مناسبي براي دسته بندي[1] و تحليل اين ذي ربطان داشته باشد. اين تحليل به سازمان کمک مي کند که برنامه منسجمي براي ذي ربطان خود داشته باشد.

با توجه به اين نگاه متفاوت، مي توان تعريف ديگري از مشارکت ارائه داد. در اين حالت، مشاركت يعني فرآيند كارگيري توانمنديهاي فردي/ گروهيذينفعان براي دستيابي به يك هدف گروهي. در اين فرآيند، رفتار آگاهانه، خواست جمعي، پذيرش جمعي، انتخاب و وجود نيازهاي مشترك اهميت دارند. آنچه در يك فرآيند مشاركت موفق مهم است احساس نياز براي حل يك مشكل، شناخت آن مشكل و احساس نياز به همكاري گروهي با توجه به ميزان دانش و توانمندي افراد و شناخت آنان از توانايي ها و امكانات موجود و حداكثر استفاده از آنهاست. تا آنجا که مربوط به ذي ربطان متفاوت مي شود، سطوح مختلف مشارکت را مي توان به صورت زير دسته بندي نمود:

-    مشارکت منفعل: افراد در فرآيند شرکت مي کنند اما فقط در باره تصميمات مطلع مي شوند و در باره آنچه رخ داده است آگاه مي شوند. در بسياري اوقات افراد حرفه اي که خارج از اجتماع محلي هستند لازم است که از آنچه که گذشته است مطلع شوند

-    مشارکت از طريق مشورت دادن: افراد با مشورت دادن يا پاسخ دادن به پرسش هاي ما مشارکت مي کنند. در اين فرآيند هيچ گونه تصميم گيري صورت نمي گيرد و در اين صورت نظراتي که ارائه مي شود هيچ گونه تعهد يا مسئوليتي براي آنها ايجاد نمي کند.

-        مشارکت خريداري شده:  افراد در مقابل پول يا امکانات ديگر يا برخي انگيزه هاي مادي مشارکت مي کنند.

-    مشارکت وظيفه اي: برخي از سازمان ها به حکم وظيفه خود مشارکت مي کنند بويژه اينکه هزينه مشارکت آنها پايين تر است. مردم نيز با شکل دادن گروه هايي در فرآيند مشارکت آنان شرکت مي کنند.

-    مشارکت تعاملي: مردم در فعاليت هاي مختلف طراحي و برنامه ريزي شرکت مي کنند يا گروه هايي را شکل مي دهند. از روش هاي مختلف يادگيري استفاده مي شود تا افراد مشارکت بهتري را داشته باشند.

-    مشارکت خودجوش: افراد با ابتکار خود و مستقل از هر سيستم ديگري تلاش مي کنند تا وضعيت بهتري را براي خود به وجود آورند. ممکن است اين افراد با گروه هايي در خارج از گروه خود ارتباط برقرار کنند تا منابعي را به دست آورند اما در مجموع مستقل به پيش مي روند و اختيار فعاليت هاي خود را دارند.

هر ذي ربطي ممکن است که به يکي از اين پنج شيوه مشارکتي را با سازمان شکل دهد يا در جريان اجراي يک پروژه ذي ربطان متفاوت ممکن است مشارکت هاي متفاوتي را شکل دهند.  مديران انجمن بايد اين سطوح مشارکت را خوب بشناسند و برنامه مناسبي را براي استقبال از مشارکت ذي ربطان خود داشته باشند.

 

شش پيش شرط حداقلي و مهم براي تجهيز منابع مالي

هر سازمان غيردولتي براي وارد شدن به فرآيند تجهيز  منابع مالي، بايد شرايطي داشته باشد. ممکن است شدت و حدت اين شرايط در سازمان هاي کوچک و بزرگ متفاوت باشد، و البته بسياري از سازمان هاي بزرگ ممکن است که شرايط زير را داشته باشند و البته براي داشتن شرايط بهتري در تلاش باشند، ولي به هر حال حداقل اين پيش شرط ها مي تواند چنين باشد :  

1-    از نظر ديگران، سازمان بايد شناخته شده و داراي اعتبار لازم در حوزه کار خود باشد. لازم است که از سازمان تصوير خوبي وجود داشته باشد.

2-    سازمان بايد خوب معرفي شود: بايد يک برشور (حاوي چشم انداز و بيانيه مأموريت) مرتب و مناسب داشته باشد که معرفي خوبي را از سازمان ارائه دهد. معمولا سازمان ها فاقد چنين معرفي هستند و اکثر برشورها کليشه اي هستند. اين برشور حتما لازم نيست که چاپ شده باشد و ممکن است به صورت يک فايل الکترونيکي باشد ولي اينکه در اين متن سازمان به خوبي معرفي شده باشد ضروري است. همچنين سازمان مي تواند يک وب سايت يا وب لاگ باشد، اين سايت بايد همه سازمان را پوشش دهد و  به يک ناظر بيروني نشان دهد که اين سازمان در چه وضعيتي بسر مي برد، گروه هدف آنها چه کساني هستند، اخبار فعاليت هاي سازمان را پوشش دهد، گزارش هاي سالانه سازمان در آن قابل دسترس باشند.

3-    سازمان بايد برخي حداقل ها را داشته باشد نظير اينکه بايد داراي مجوز هاي لازمه باشد، بايد داراي حساب بانکي باشد و همچنين لازم است که مکان مشخص يا ارتباطات مشخصي داشته باشد که امکان تماس با آن يا بازديد وجود داشته باشد.

4-    سازمان بايد داراي برنامه کاري با پروژه هاي تعريف شده باشد. اين برنامه بايد مکتوب باشد.

5-    سازمان بايد داراي يک برنامه ارزشيابي باشد و حداقل سالي يک بار مورد بازرسي مالي يا ارزشيابي (داخلي يا بيروني) قرار گيرد.

6-     سازمان بايد نشان دهد که يک سيستم پايدار و ماندني است.

 

پول محوري يا برنامه محوري

اين پرسشي که ممکن است هيچ گاه به ذهن هيچيک از ما نرسد چون طبيعتاً همه سازمان ها براي خودشان يک برنامه مدون دارند و در واقع پيوسته در پي تأمين آن هستند. ولي اهميت اين پرسش هنگامي روشن مي شود که به انجمن هايي برمي خوريم که يک تعريف بسيار کلي از  مأموريت خود دارند و بنابراين با توجه به سازمان کمک دهنده برنامه هاي خود را تغيير مي دهند. براي مثال، از يک انجمن مي پرسيد که شما چه مأموريتي داريد، آنها پاسخ مي دهندکه ما يک انجمن جوانان هستيم. اما انجمن جوانان بودن تعريف روشني از يک مأموريت به ما نمي دهد. اين انجمن بايد روشن کند که در چه حوزه خاصي فعاليت مي کند: آموزش و تواناسازي جوانان، يا مثلا افزايش خلاقيت در ميان جوانان، يا تقويت مهارت هاي کارآفريني در ميان جوانان. يا براي تحقق حقوق جوانان و نظاير آن. اما وقتي که يک انجمن روشن نکند که چه اهدافي دارد و از چه طريق مي خواهد به اهداف خود برسد، آنگاه به منابع خود مي نگرد و هر آنچه را که منابع تعريف مي کنند، در برنامه هاي خود وارد مي کند و مطابق با منابع موجود در سازمان هاي دولتي برنامه ريزي مي کند. البته ممکن است کسي بپرسد که اين موضوع چه اشکالي دارد؟ اشکال آن اين است که سازمان بدون برنامه پيوسته از اين شاخه به آن شاخه مي پرد. دانش در چنين سازماني انباشته نمي شود، دسترسي هاي سازمان محدود خواهد ماند و هرگز نمي تواند در يک حوزه خاص حرفه اي عمل کند، و چون وابسته به منابع است، در صورتي که اين منابع به هر دليلي قطع شوند، اين سازمان نمي تواند به فعاليت هاي خود ادامه دهد. در اين صورت، منبع محوري يا پول محوري، يک فرآيند پايدار و توصيه شده براي سازمان هاي غيردولتي نيست.

يک سازمان مردم نهاد بايد براي خود يک برنامه مدون داشته باشد و مطابق با آن برنامه، پروژه هاي اين سازمان تعريف شده باشند. چنين سازماني بايد بداند که اين برنامه مطابق با نيازهاي گروه هدف خود تدوين شده است و تمام تلاش خود را براي تأمين مالي آن انجام دهد. چنين سازماني حتما بايد داراي يک برنامه حداقلي باشد تا در صورتي که نتوانست منابع لازمه را تأمين کند، بتواند به فعاليت هاي خود ادامه دهد. اما از آنجا که اين سازمان داراي چشم اندازي است که همه اعضاي سازمان دوستش دارند، و از آن انرژي مي گيرند، از آنجايي که اين سازمان داراي بيانيه مأموريتي است که همه تلاش خود را براي حرکت در چارچوب آن خواهد نمود، و اهداف سازمان به دقت تعريف شده اند، و فعاليت ها به خوبي تعريف شده اند، در اين صورت حتماً خواهد توانست که منابع لازمه را براي فعاليت هاي خود تأمين کند.

 

پروژه نويسي

پروژه نويسي يا به عبارت ديگر طرح نويسي يک فعاليت گروهي است که در طي آن اعضاي يک گروه يا انجمن غيردولتي با مشارکت يکديگر و مطابق با برنامه اي که گروه در نظر دارد انجام دهد، طرحي را تنظيم مي کنند. در واقع طرح ها براي اين بايد نوشته شوند تا مجريان به خوبي بدانند که چه کارهايي بايد انجام شود. در عين حال، با نوشته شدن يک طرح، مي دانيد که به کدام نياز گروه هدف (يا بهره برندگان) پاسخ مي دهيد؛ با اين کار به گروه خود کمک کرده ايد که نه تنها تواناتر شوند بلکه با اين طرح و تلاش براي تأمين آن، در زمره سازمان هاي پايدار در خواهيد آمد. در عين حال، چنانکه اشاره شد، با تدوين يک طرح شما همچنين مي دانيد که چه کساني بايد چه کارهايي را در چه مدت زماني انجام دهند، هر کار براي انجام شدن به چه اندازه بودجه نياز دارد و براي اجراي مطلوب ان کار، چه امکاناتي بايد مهيا باشد. در ضمن، همه مي دانند که اگر اين فعاليت ها صورت گيرد، چه آثار و نتايجي حاصل خواهد آمد.

اما يک فايده ديگر نوشتن طرح يا پروژه اين است که مي توان از آن براي دريافت کمک از سوي سازمان هاي دولتي يا غيردولتي استفاده نمود. با اين توصيف، طرح نويسي يعني پيشنهاد اجراي يک طرح. در اين حالت، وقتي که يک کمک دهنده يا يک نهاد دولتي يا بين المللي طرحي را مي پذيرد، بدين معني است که او مي داند که به چه منظور در جال کمک رساني به يک تشکل مردمي است. اومي داند که مبالغ پرداخت شده يا امکانات در اختيار گذاشته شده بابت چه مواردي هزينه واستفاده مي شوند و سرانجام اينکه چه نتايجي به سبب اجراي اين طرح حاصل خواهد شد.

برخي از سازمان ها يا کمک دهنده فرم خاصي دارند و برخي از سازمان ها ندارند. فراموش نکنيم که به هر حال تدوين يک طرح همه جانبه نياز به مهارت و تمرين بسيار دارد. براي اين کار، بايد پيوسته درگير نوشتن طرح هاي اثربخش باشيم.

 

دو رويکرد در تجهيز منابع مالي

دو رويکرد رايج در تجهيز منابع مالي وجود دارد: کمک کم از تعداد زياد و کمک زياد از تعداد کم. در رويکرد اول، انجمن سعي مي کند که روش هايي را به کار گيرد تا افراد بسياري به فعاليت هاي انجمن علاقه مند شوند و هر يک از آنها مبلغ بسيار کمي را به انجمن اهداء کنند. هر چقدر اين تعداد بيشتر شود، مبلغ مي تواند کمتر شود بويژه اينکه اگر مبلغ کم شود، احتمالا کمک دوباره افزايش مي يابد. بنابراين يک منبع پايدار به وجود مي آيد. اما اين کار سختي است براي اينکه انجمن بايد برنامه گسترده اي براي شناخته شدن در ميان مردم داشته باشد. راه دوم اين است که شما تنها به تعداد کمي از افراد (يا شرکت ها يا منابع ديگر) نزديک مي شويد ولي اين گروه اندک هر يک کمک هاي شاياني به سازمان مي کنند. البته يک سازمان مي تواند براي هر دو رويکرد برنامه ريزي کند ولي دقت داشته باشيد که هر يک ابزارهاي متفاوتي دارند.

 

مردم

مردم مهمترين منبع هر سازماني هستند. آنها مي توانند دفتر در اختيار انجمن بگذارند، آنها ممکن است به عنوان داوطلبان در انجمن فعاليت کنند، آنان ممکن است با پول هاي هر چند کم خود، منابع اصلي انجمن را تأمين کنند. آنها بهترين رسانه براي تبليغ در باره انجمن هستند و شبکه ارتباطي خود را بدون دريافت هزينه اي براحتي در اختيار شما بگذارند. آنها ممکن است منابع غيرنقدي سازمان را فراهم کنند. آنها هستند که مي توانند بهترين حمايت ها را از انجمن پديد آورند. البته واژه مردم بسيار کلي است و لازم است که انجمن تعريف مشخصي از "مردم" داشته باشد. براي يک انجمن بزرگ، مردم همان مثلا بيست هزار عضو انجمن است که هم با پول هاي اندک خود، منابع سازمان را تأمين مي کنند، در باره سازمان تبليغ مي کنند و از طريق شبکه ارتباطي خود، سازمان را به منابع جديدتر معرفي مي کنند. "مردم" براي انجمن ديگري که در يک شهر کوچک فعاليت مي کند، ممکن است تمام اجتماعي باشد که در پيرامون آن انجمن قرار دارد. بنابراين اين انجمن بايد تلاش کند که هر چه مي تواند به اين مردم نزديک شود. لازم است که هر انجمني تعريف معين و مشخصي از "مردم" داشته باشد.

در عين حال، رفتار مردم با انجمن متفاوت هميشه متفاوت است. گروهي از آنان ممکن است در زمره مشارکت کنندگان اصلي در انجمن شما باشند و حتي دوست داشته باشند که در تصميم گيري هاي سازمان شما هم شرکت کنند. برخي ديگر نيروي فعال انجمن شما هستند، برخي ممکن است گاه و بيگاه تبديل به مشارکت کنندگان فعال شوند، برخي ممکن است در يک يا دو مورد به سازمان شما کمک کنند و ديگر چنين کاري نکنند، برخي نقش مشاور را ايفا مي کنند و عده اي هم هستند که فقط زباني و خيلي کلي از کار شما حمايت مي کنند. لازم است که  شما دسته بندي هاي خوبي براي اين گروه از مخاطبان خود داشته باشيد و براي همه آنان برنامه ريزي داشته باشيد.

 

مسئوليت اجتماعي شرکت ها

مسئوليت اجتماعي شرکت ها بدين معني است که شرکت هاي خصوصي نبايد نسبت به اجتماعي که در آن قرار دارند بي تفاوت باشند و در اين صورت بايد به عنوان يکي از منابع مهم فعاليت هاي داوطلبانه به حساب آيند. لازم است که درک اين مسئوليت به عنوان يک فرهنگ سازماني در بخش خصوصي در ايران ترويج گردد. چند سالي است که فعاليت هايي براي ترويج اين موضوع صورت گرفته است و حتي شرکت هايي در اين زمينه پيش قدم شده اند. شايد يک گام مهم و اساسي در اين موضوع، دعوت از نمايندگان بخش خصوصي براي حضور فعال تر در برنامه هاي غيردولتي است. وقتي که آنان بيشتر در باره کم و کيف فعاليت هاي غيردولتي بدانند آنگاه بهتر مي تواند که در حوزه اجتماعي نيز اثرگذار باشند.

 

پاسخگويي و گزارش دهي

پاسخگويي از جمله شاخص هاي مهم شيوه اداره مطلوب در يک سازمان مردمي است. در واقع، سازماني از يک وضعيت مطلوب مديريتي بهره مند است که خود را نسبت به ذي ربطان پروژه خود، نسبت به گروه هدف خدمات خود، و نيز نسبت به اعضاي خود، پاسخگو تلقي کند. براي اين کار، لازم است که فعاليت هاي خود را گزارش دهد و تلاش کند که بازخوردهاي گروه هاي مختلف را نسبت به گزارش منتشر شده بررسي کند و نه تنها از اين بازخورد ها براي بررسي سازمان خود استفاده کند، بلکه به اصلاح امور بپردازد.

گزارش دهي يک گام بسيار مؤثر در پاسخگويي است. برخي از سازمان ها، گزارش هاي سالانه مالي و توصيفي از فعاليت هاي سازمان خود منتشر مي کنند. برخي نيز هر دو سال يک بار چنين گزارش هايي را منتشر مي کنند. به هر حال کمک دهنده ها خوشحال مي شوند که ببينند که کمک هاي آنها باعث انجام چه فعاليت هايي در سازمان شده است. برخي از سازمان ها نيز گزارش هاي متنوعي را از فعاليت هاي خود منتشر مي سازند، نظير گزارش شش ماهه فعاليت ها، گزارش هاي سالانه مالي، گزارش هاي ارزيابي صورت گرفته. گزارش هايي به زيان ساده و ويژه عامه مردم، گزارش هايي ويژه محققان و ناظران. هر يک از اين گزارش ها مي تواند شکل و فرم خاصي را به خود ارائه دهد.

 

برنامه تجهيز منابع داشته باشيد

تجهيز منابع نبايد به صورت اقدامات پراکنده و بدون هدف انجام شود. بلکه تجهيز منابع خود بيشتر از هر کاري نيازمند برنامه است. برنامه اي که با رعايت تمامي اصول برنامه ريزي گروهي در يک گروه محلي تدوين و تنظيم شده است. هدف ها بايد کاملا مشخص و منظم باشند، ورودي ها، فعاليت ها و خروجي هاي برنامه بايد به دقت نوشته شود و شيوه پايش و ارزشيابي نيز بايد مشخص باشد.

در عين حال آنچه که در تدوين برنامه تجهيز منابع از اهميت فوق العاده اي برخوردار است اين است که تا آنجا که امکان دارد خلاقانه نوشته شود. به عبارت بيشتر هر چه برنامه تجهيز منابع با خلاقيت و نوآوري بيشتري تدوين و اجرا گردد به همان نسبت نيز قدرت گروه براي  جذب منابع بيشتر است. روش هاي بسيار زيادي نظير برگزاري يک کنسرت موسيقي، بازارچه محلي يا يک نمايشگاه يا جشنواره يا تشکيل يک صندوق براي تأمين منابع مالي وجود دارد که مي تواند اثربخش باشد اما آن دسته از فعاليت هايي داراي بالاترين اثربخشي هستند که براي مردم و کساني که تأمين کنندگان اصلي  منابع مالي يعني اهدا کنندگان تازگي داشته باشد و آنها را به حيرت وادارد در عين حال که ارزش اصلي کار شما و اصول ارزشي شما در آن لحاظ شده است. و اين بستگي زيادي به انگيزه شما براي پيشرفت و رسيدن به هدف دارد.

 

چند نکته مهم براي مسئول امور تأمين منابع مالي

·        مسئول تأمين منابع مالي در يک انجمن غيردولتي بايد دانش و آگاهي کافي در باره انجمن خود داشته باشد او بايد به خوبي از قصه تشکيل سازمان آگاه باشد. او بايد بداند که دقيقا چشم انداز و بيانيه مأموريت سازمان چيست، اهداف سازمان چه هستند، و سازمان چه اصول و ارزش هايي دارد.

·        مسئول تأمين منابع مالي پيوسته بايد بتواند اين حس را در تمام اعضاي گروه ايجاد کند که وظيفه تأمين منابع مالي فقط وظيفه او نيست بلکه وظيفه همه اعضاست ولي با اين وجود، او اين مسئوليت را پذيرفته است که به هماهنگي بيشتر در گروه کمک کند و در عين حال پيوسته همه را به مشارکت در برنامه هاي تأمين منابع مالي نمايد.

·        در برخي از سازمان ها، مجموعه اصولي وجود دارد که ناظر بر روش هاي تأمين مالي سازمان است و همواره بايد اين اصول را در جريان تجهيز منابع مالي رعايت نمود. اين اصول ممکن است در منشور اخلاقي سازمان آمده باشد، ممکن است بخشي از آنها در برنامه يا سياست هاي سازمان درج شده باشد، يا بخشي از آنها ممکن است در مجموعه سياست هاي مالي سازمان آمده باشد. يک مسئول امور مالي بايد اين ارزش ها و اصول را پيوسته در نظر داشته باشد. در عين حال ممکن است که مسئول امور مالي با مشارکت سايرا عضاي سازمان، اين اصول و ارزش ها را تدوين نمايد.

·        مسئول تأمين منابع مالي بايد پيوسته به مديريت سازمان يادآور شود که صرفه جويي يعني نوعي تأمين منابع. در واقع وقتي که شما صرفه جويي مي کنيد يا در مصرف منابع با دقت عمل مي کنيد، هر اندازه که از منابع هدر نرود، در واقع به تأمين منابع مالي کمک کرده ايد.

·        يک مسئول تأمين مالي بايد بتواند که طرح توجيه پذير بر اساس برنامه تدوين شده در سازمان بنويسد (ممکن است اين کار در يک گروه انجام دهد و بنابراين بايد تسهيلگر خوبي براي هدايت بحث ها براي تدوين يک طرح توجيهي باشد). به هر حال چنين شخصي بايد به خوبي با ويژگي هاي يک طرح خوب آشنا باشد.

·        اگر مسئول تأمين مالي سازمان به ادارات يا مؤسسات مختلف رفت و آمد دارد، لازم است که کارت شناسايي به همراه داشته باشد. گاهي يک معرفي نامه بسيار مؤثر خواهد بود.

·        يک مسئول تأمين مالي در سازمان بايد قدرتمند عمل کند، پيگيرانه امور را تعقيب کند و ارتباطات قدرتمندي را شکل دهد و در عين حال صبورانه کار خود را به پيش برد.

·        برخي ويژگي ها هستند که يک مسئول تأمين مالي بايد بتواند که خوب ارتباط بگيرد، بتواند خوب صحبت کند و توانايي نوشتن و نامه نگاري دوچنداني داشته باشد، به اينترنت مسلط باشد.

·        بايد سازمان هاي کمک دهنده را بشناسد و اين نيازمند يک تجربه طولاني در زمينه ارتباطات، شناخت پيشينه هر سازمان، و شيوه هاي کمک رساني يا درخواست کمک، يا حمايت از طرح هاي غيردولتي هاست.

 

 

قدرداني  و تشکر

بدين وسيله از سرکار خانم پروين پاکزادمنش که مرا در تهيه اين متن آموزشي کمک کردند، سپاسگزاري مي کنم.

 

 

منابع

 

-          Homan, Mark s, Promoting Community Change: Making It Happen in the Real World, Brooks Cole publication, 2008

-         نوري نشاط، سعيد و ديگران (1389). آشنايي با ابزارهاي آموزشي توانمندسازي اجتماع محور در جهت توسعه محلي: براساس تجربه طرح توانمندسازي اجتماع محور در جهت کاهش فقر

 



[1]  در برخي از متون آموزشي ذي ربطان را به دو گروه اوليه و ثانويه تقسيم مي کنند و در برخي ديگر با استفاده از ماتريس اهميت (نقش)/ نفوذ (تصميم گيري) دسته بندي را انجام مي دهند و ممکن است آنها را به چهار دسته ذي ربطان داراي نقش و تصميم گيرنده، ذي ربطان بدون نقش ولي تصميم گيرنده، ذي ربطان بدون نقش و غيرتصميم گيرنده، ذي ربطان داراي نقش و غيرتصميم گيرنده) تقسيم کنند.

تاریخ انتشار : kf0d
شنبه 12/6/1390 0:20:15
نظرات کاربران : 0 نظر
منو
  • صفحه اصلي
  • اخبار
  • مقالات
  • درباره ما
  • تماس با ما
  • کارگاه های آموزشی
  • کتاب های منتشره
  • نقشه سايت
طراحی و پیاده سازی : پدیده نگاران یاس